بسم الله....

صل الله علیک یا اباعبدالله.

سلام بر حسین مظلوم.

بندگان خوب خدا،امت عزیز و عزادار پیامبر،مردم عاشورایی ایران اسلامی،سلام علیکم.

الهی که عاقبت همتون مثل شهدای کربلا بخیر بشه. با خودم فکر می کردم که چرا شهدای کربلا را سرشون را بر نیزه زدند،عقل ناقصم گفت اگر سرباز واقعی امام زمانت بشی،اگر سرباز جبهه مبارزه حق علیه باطل بشی،اگر مقابل جنود شیطان بایستی،سری تو سرا در میاری و اون وقت سرتو بالای نیزه می زنند تا بالا تر از همه باشی،تا قد بکشی. خدا کنه این شب های محرم، این عاشورایی که دیگر اندک زمانی تا آن واقعه عظیم مانده، باعث بشه که توی دل ما اون واقعه واقعی رخ بده و عاشورایی بشیم و دلامون حسینی بشه و توی مکتب حسین نفس بزنیم وقدم بزنیم و دل بدیم و زندگی کنیم.

خیلی دعامون کنید این ساعات و این شبها.

 

نویسنده(پست تالیفی):محمد اناری.


ادامه مطلب


تاريخ : دوشنبه 12 مهر 1395  | 02:06 ب.ظ | نویسنده : محمد اناری | نظرات 0

دوستان و همراهان عزیز و امت عزیز پیامبر امروز می خواهم در مورد وظایف ماشیعیان نسبت به حسین زمانمان(حضرت مهدی) بنویسم.

یکی از وظایف ما شیعیان نسبت به امام عصر این است که مانند حضرت ابوالفضل نسبت به امام زمان خود با وفا باشیم.ما باید خیر خواه امام زمان خود باشیم و او را یاری کنیم و در مصایبی که آن امام مظلوم هر روز متذکر آنها می باشند،خود را در غم بی پایانشان شریک کنیم.در همان مصایبی که می گویند:یا جداه به تو سلام می کنم،سلامی که وقتی مصیبت هایت به من می رسند این جگر من سوراخ می شود،یعنی وقتی من داستان عاشورا را می بینم،جگرم زخمی می شود.

وقتی نام تو را می برم،اشکم جاری می شود.سلام به کسانی که از شدت مصیبت به زمین چسبیده و زمین گیر شده اند.ای کاش که یا جداه،در کربلا بودم و این بقیه جانم را فدای تو می کردم. ای خدا،دیگر نپسند که پهلوی حضرت زهرا طولانی تر از این مدت بی پایان غیبت در زخم و در خون باقی بماند.ای خدا،بیشتر از این نپسند.

 

یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه.

 

نویسنده(پست تالیفی):محمد اناری.


ادامه مطلب


تاريخ : سه شنبه 30 آذر 1395  | 09:36 ق.ظ | نویسنده : محمد اناری | نظرات 0

کاروان کربلا

در میان گلبرگهای تاریخ عشق.

در ان گذشته ها که سفر سخت بود و طاقت فرسا.

زنگهایی که جنسشان از مقاومت بود و می سرود واژه رفتن را.

به صدا در امد.

کاروانی به راه افتاد .

مسافرانش همه عاشق.

قافله سالار آن،خلقت راستین،زیبا ستاره اسمان نبوت.

وقافله چه شتابان می رفت.

از وادی وحی گذشت.

از شهر عبرت و ابابیل گذشت.

چه همراهانی،همه بی تاب،همه بی صبر،همه پرشور.

مقصدشان همه،دیار نور.

به رزمگاه رسید جایی که آب عطش می فشاند.

این نامردمان مقابل و دین ستیز چگونه می خواندند کتاب حق را؟

وبعد با خشکی سخت صحرا میهمانان را.

سیراب کردند.

راستی ای دوستان عزیز این کاروانیان را بریدن از دیار و پیوستن به یار چه آسان بود؟

وفقط نه کافی بود.

تا آن موج خون بخروشد و خراب کند.

آن دوزخیان مقابل ندانستند این موج خون فریاد می زند تا ستم را برای همیشه تاریخ رسوا کند.

وبعدسبکبالان عاشق، تا اوج جایگاه ملائک پر کشیدند.خیمه ها سوخت

اما،شعله ها افروخت که هنوز می گدازد نفس سرد زمان را.

عاشورا به دنیا آمد و دیگر عاشورا ها متولد شدند.

گل حق پروری رویید و حق گستری نیز.

واکنون نوبت من وتوست تا بشتابیم بر اوج.

باید که بشتابیم ،زیرا موسم گل دادن لاله هاست.

 

دوستان عزیزم خوشحال میشم نظرتون را در مورد این نوشته ام برایم بفرستید.

 

نویسنده(پست تالیفی):محمد اناری.


ادامه مطلب


تاريخ : جمعه 26 آذر 1395  | 10:52 ق.ظ | نویسنده : محمد اناری | نظرات 0

 
روایت شهادت تک تک یاران حسین در دشت کربلا

آنروز که تقدیر عالم را تدبیر می نمود.نقشه ها را کشید،نقش ها را چید،برای دلبری تنها تو را برگزید.

با تو هوای قیامت داشت،همه را غرق تو کرد و تو را ناخدای همه.به سوختنت سوخت انبیاءرا میان روضه های عطش.آتشی به پا کرد از نام تو تا ابد در سراچه دلهای مشتاق.

حالا هر ساله قافله غم به هشتمین روز از رستاخیز عشق که می رسد،کوچه پس کوچه های شهر در طنین گامهای مریدانت،ناب ترین لحظه های نیایش را تجربه می کنند،زیر آواری از آوارگی می شود نفسی تازه کرد در این حوالی،آرمان شهر شور و عشق وشیدایی.رد شدن از اروند آرزو ها آسان می شود آنروز،کرخه کرخه تلاطم را به شوق تربت تو می توان براحتی در نوردید.

دنیایی ایست بر از غوغا،تمنای اهل دل اما،تنها تسلیم است و بس آموزه ای که علمدارت آموخت اقا...

 

توجه:خوشحال میشم اگه تیتر مناسبی برای این نوشته ام داربد، بگویید.

 

نویسنده(پست تالیفی):محمد اناری.


ادامه مطلب


تاريخ : دوشنبه 22 آذر 1395  | 08:50 ب.ظ | نویسنده : محمد اناری | نظرات 0

دوستان و همرهان عزیز امروز می خواهم از جناب حر برایتان بنویسم.

حر اسبش را به سوی امام حسین به حرکت در آورد، در حالی که دستش را روی سرش گذاشته بود و می گفت:خدایا،غلط کردم،اشتباه کردم.خدایا توبه می کنم ،توبه ام را بپذیر.خدایا دل اولیای تو و فرزندان فاطمه،دختر پیامبرت را لرزاندم، جلوی آنان را گرفتم وبه ایشان گفتم:اجازه خروج از کربلا را ندارید و در کتب مختلف تاریخی نقل شده که وقتی به امام حسین نزدیک شد، برای اینکه بچه های امام حسین نترسند که او دوباره برای جنگ آمده است،سپرش را پشت و رو کرد و از دور گفت:سلام بر شما ای اهل بیت پیامبر،با عنوان اهل بیت رسول خدا،ایشان را مورد خطاب قرار داد وسلام کردو گفت:من شرمنده ام،من حر بن یزید ریاحی پشیمانم و به امام حسین گفت:یا بن رسول الله،فدایتان شوم،من همانم که نگذاشتم به طرف مدینه جدتان برگردید و جلوی شما را گرفتم،اما نمی دانستم کار به اینجا می کشد.من پشیمانم،ایا توبه من قبول می شود؟ببینید امام حسین چقدر مهربان هست و چقدر مهربانند،حر آمد و یک کلمه گفت که ایا توبه من قبول می شود و امام گفتند:اری،خدا توبه تو را می پذیرد و نقل است که بعد از آن فرمودند از اسب پایین بیا،شاید حضرت سید الشهدا می خواست که او را در آغوش بگیرد.اما او عرض کرد:اگر توبه ام قبول است ،اجازه دهید تا سواره برگردم و جانم را فدا کنم.اگر من سواره باشم بهتر از پیاده است،مرا از اسب پایین می اندازند اما دلم می خواهد تا زمانی که روی اسب هستم از شما دفاع کنم.

من هروقت این را می خوانم،یاد امام زمان می افتم.می گوییم:حسین زمانمان،حضرت مهدی را خیلی اذیت کردیم،خیلی قلبش را لرزاندیم،خیلی آزارش دادیم،پس خوب هست ما هم به ایشان بگوییم:ایا توبه ما را هم می پذیری؟ ما از تمام گذشته مان پشیمانیم.

یا بقیه الله،می ترسم بمیرم و تو مرا نبخشیده باشی،از دنیا بروم وچشمم به جمال زیبا و نورانی تو نیافتاده باشد.امشب تو را به عزت حر بن یزید ریاحی قسم می دهم،از ما در گذر.کجا بروم توبه کنم که بهتر از مجلس جد تو(حسین بن علی)باشد؟.

 

نویسنده(پست تالیفی):محمد اناری.


ادامه مطلب


تاريخ : پنج شنبه 18 آذر 1395  | 04:13 ب.ظ | نویسنده : محمد اناری | نظرات 0


با حبیب، زهیر و عبدالله بن حسن در عاشورا چه کردند؟

عاشورا روز هجرت هست و وصل.هجرتی بزرگ و میلادی مبارک،برای حسین.هجرت به مرکز هستی.روز نمایش دلداگی و عشق ورزیدن.

روز تولدی نو،در کربلا.روزی که در آن حماسه ای عظیم، شکل گرفت.

روز نبرد نور و تاریکی.

روز گسترش تاریکی.

پس سیاه جامه بر تن کن و به عزا نشین.

به عزای انسانیت و پاکی بر باد رفته نامردان تاریخ.به عزای دین بر باد رفته ملعونان صفت قاتل شیطانی.به عزای هر انچه کردن بر سر فرزندان پیامبر.

بر بیعتی که شکست،نامردانه

اری باید جامه ها سیه کرد و ضجه ها بر کشید.بر هر انچه به نام خدا در کربلا به غارت رفت.بر مردانی که شهادت را راه سعادت ابدی دانستند.و زندگی را راه رسیدن به آن.

پس رهرو باش علی را، فاطمه را،حسن را وحسین را.حسینی که ابدی شد ،در تاریخ،در قلب زمان.حسینی که هجرت آغاز کرد،هجرتی پاک به سوی نور.

وبه یاد آر هنگامی را که عرشیان سزاوارانه مقدم حسینیان را گرامی داشتند و فرشتگان حق،عاشقانه در های بهشت را بر روی شهیدان کربلا گشودند.

 

نویسنده(پست تالیفی):محمد اناری.


ادامه مطلب


تاريخ : چهارشنبه 10 آذر 1395  | 09:06 ب.ظ | نویسنده : محمد اناری | نظرات 0

سلام دوستان و همراهان عزیز  امروز می خواهم درباره غلام امام حسین (ع) که در روز عاشورا به شهادت رسید، برایتان بنویسم.

دوستان ،باید کاری کنیم که همیشه غلامی امام زمان را در خود احساس کنیم.این احساس فوق العاده است.من همیشه به خاطر وجود این احساس در خودم روضه غلام سیاه امام حسین را دوست می دارم.این شخص اول غلام ابوذر بوده است،بعدا غلام امام حسن و امام حسین شد. در کتب های مختلفی نقل شده که، موقعی که در روز عاشورا جنگ شروع شد، خدمت آن حضرت رفت.مقابل امام حسین ایستاد و اذن جهاد خواست.حضرت سید الشهدا به او فرمود:ای غلام،من تو را در راه خدا ازاد کردم.تو اجازه داری بروی.تو با ما بودی تا به یک جایی برسی،اکنون خود را گرفتار نکن،تو آزادی،برو.ان غلام خود را روی پا های مبارک ابی عبدالله انداخت و ان را می بوسید و می گفت:من موقعی که شما وضعتان خوب بود با شما بودم،حال که به سختی رسیده اید و اب را بر شما بستند،شما را تنها بگذارم؟.چه قدر با وفا است؟ میگوید: می دانم بوی من بد است و سیاه پوست هستم و حسب من شریف نیست و رنگم سیاه است،اما می خواهم در خدمت شما باشم و کشته شوم تا در بهشت بر من بدمی و بوی من خوش بشود و حسب من شرافت پیدا کند و رنگم سفید شود.نه به خدا از شما جدا نمی شوم، تا اینکه خون سیاه من با خون شما اولاد پیامبر مخلوط شود و جز شهدا شوم.وقتی اینگونه صحبت کرد،ان حضرت به او اجازه جنگ دادند. او در مقابل دشمن امد و گفت:من سیاه پوست هستم.من بد بویم.چگونه شما فاجران جنگ مرا می بینید؟ من می خواهم از فرزندان پیامبر دفاع کنم. سپس جنگید تا ان که کشته شد.نقل است که یکی از جنازه هایی که حضرت با عبدالله بالای سر ان رفتند،بدن همین غلام سیاه بود.وقتی بر بالین جنازه اش امدند،فرمودند:خدایا روی او را زیبا کن و رنگ او را سفید گردان و او را با نیکان از خاندان محمد محشور کن و نیز نقل شده که ، وقتی مهلکه تمام شد، یک عده ای رفتند او را دفن کنند، دیدند رنگش عوض شده است،خوش بو شده است.دعای اما م حسین در مورد او پذیرفته شده است. یا صحاب الزمان،ما هم غلام سیاه شماییم،در ایام عزاداری،به عشق عزاداری برای جد غریبتان حضرت سید الشهدا، در مجالس ان حضرت شرکت می کنیم،شما را صاحب عزا می دانیم. ایا می شود که ما هم طوری باشیم که در موقع مردنمان،شما در بالای جنازه ما، برای ما دعا کنی؟ان شاء الله.

یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه.

 

نویسنده(پست تالیفی):محمد اناری.

 


ادامه مطلب


تاريخ : شنبه 6 آذر 1395  | 12:38 ب.ظ | نویسنده : محمد اناری | نظرات 0

http://dl5.zahra-media.ir/raefi%20pour/raefi%20pour-1390.09.30-Arak-Ashoura%20Ta%20Zohour/raefi%20pour-1390.09.30-Arak-Ashoura%20Ta%20Zohour.jpg

از نوای غریبانه و هل من ناصر مظلومانه حضرت ابا عبدالله الحسین،قرن ها می گذرد.اگرچه این استغاثه در عاشورای سال 61 هجری بی پاسخ ماند،اما خاموش نگشت و پژواک آن هر روز رساتر و کوبنده تر به گوش جان می رسد.گویی زمین و زمان نیز دیگر فرار از کف داده اند و بی صبرانه انتظار می کشند تا منتقم سالار شهیدان،لباس قیام بر تن کند و ذالفقار قیام از نیام بکشد.،پرچم بر زمین مانده شهید کربلا را به اهتراز در اورد و بر این زخم دیرین مرهم و التیام بخشد.چرا که عاشورا مکتب منتظران،نینوا معبر انتظار و بالاخره ظهور،خود تجلی ظهر عاشوراست.حقیقت آن است که میان عاشورا و ظهور ،ارتباط عمیق و معنا داری وجود دارد و میان شخصیت حضرت سید الشهدا و فرزند شایسته و خلف صالح ایشان حضرت مهدی نیز پیوند پر رمز و رازی دیده می شود. از این رو با استفاده از ادعیه و زیارات و روایات رسیده از پیشوایان معصوم گوشه ای از شباهت ها و پیوند های این دو وجود مقدس را را ذکر می کنیم: 1-شدت اهتمام در یاد کردن این دو بزرگوار در قران کریم و سنت پیامبر و کتاب های اسمانی. 2-شدت اهتمام هر دو بزرگوار در امر به معروف و نهی از منکر.3-نبودن بیعت طاغوت زمان بر آن دو بزرگوار. 4-ارزوی اینکه ای کاش در روز عاشورا بودیم و تصمیم به یاری ان حضرت داشتن،ثواب شهید شدن با ان حضرت را دارد، ارزوی بودن با امام قائم در زمان ظهور قصد یاری کردن ان حضرت و جهادت با دشمنانش ، نیز ثواب شهادت را دارد.5-غربت و مظلومیت از دیگر ویژگی های مشترک این دو امام همام می باشد.

 

نویسنده(پست تالیفی):محمد اناری.


ادامه مطلب


تاريخ : سه شنبه 2 آذر 1395  | 12:20 ب.ظ | نویسنده : محمد اناری | نظرات 0

منزل اول -ابطح/چه کسانی در ابطح به حسین بن علی ملحق شدند؟

چه غمگینانه سر بر آورده ای ای ماه؟ ای دیده بیدار اسمان کوفه.ایا به یاد می آوری  ده شب پیش از این را که در انتهای غروبی زار،شرمگین و دل افسرده بر پهن دشت ماریه تابیدی؟ و اکنون پس از ده شب،در عمق چشمانت رازی نهفته است و من در چشم تو می بینم آنچه را که زبان تو لال از گفتن اوست.پروا مکن،بگو،ای ماه.ای شاهد قیامی خونین،بگو. .آیا پیش از این دیده ای لشکری چنین انبوه،در مصاف قلیلی انگشت شمار چنین خاک مذلت بر سر کند؟بگو آیا هرگز مانند حسین(ع) مردی را  دیده ای که این چنین در هاون درد ها و زخمها پیکرش را بکوبند و تنش با فرود هر ضربه استوار تر گردد و لبش از تکبیر حق گویا تر و فریاد"لا حول لا قوه الا بالله"اش سر افراز تر؟

و آیا دیده ای فرمانده ای چنین که هر چه چهره سردارانش غرقه به خون تر،سیمایش گلگون تر و هر چه فرزندانش به شهادت عاشق تر، شعف حسین بیشتر و هر چه پیکر سقایش متلاشی تر،حسین به شراب جام حق،عطشناکتر؟

وآیا دیده ای هر چه ناجوانمردی دشمن نمایان تر،مظلومیت دوست رساتر؟بگو ای ماه، پروا مکن.بگو در کدام نقطه ارض، و در کدام لحظه ی زمان چنین نبردی را شاهد بوده ای؟

بگو،از زبان خشک کودکان بگو،از قنداقه خونین علی اصغر، از جوانی علی اکبر، از دستان بریده عباس، از لبان تشنه و مشک سوراخ شده،از خیمه های سوخته وکودکان  پریشان پیامبر بگو.،از چشمان منتظر زینب بگو..ای شاهد معراج خونین امام و هفتاد و دو یار با وفا،ای شنوای عاشقانه ترین مناجات ها، ای شاهد عهد شکنی کوفیان بی وفا، بگو ای ماه پر شکیب، گرچه آنچه تو دیدهای چنان سخت و دشوار است که باور کردنش شکیبایی را ممکن نمی دارد.ای ماه،خرابه های شا را روشن کن تا زینب(س) در شعاع تو،کودکان خسته و نا آرام را بخواباند.

نویسنده(پست تالیفی):محمد اناری.


ادامه مطلب


تاريخ : جمعه 28 آبان 1395  | 10:12 ق.ظ | نویسنده : محمد اناری | نظرات 0
.: Weblog Themes By BlackSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3